موضوع روز:

افواج حمیدیه چگونه، کجا و با چه هدفی تشکیل شدند؟

Saturday, September 29, 2018



بکر شوانی
برگردان: پایگاه خبری و تحلیلی روژ

افواج[۱] حمیدیه ( ترکی: Hamidiye Alayları) پدیده ای است که در تاریخ کُردها که محل بحث و مناقشه بسیار است. همچنین بیشتر منابع و پژوهش های صورت گرفته به زبان ترکی بوده و کمتر منبعی به زبان کُردی در دسترس است. تازه ترین مقاله در خصوص سواره نظام حمیدیه پژوهشی است از سوی "عایشه حور" نویسنده و مورخ اهل ترکیه که اخیرا در وبسایت شخصی خود و چندین روزنامه و مجله دیگر منتشر شده است. مسئله ای که در این پژوهش بسیار جای تامل است آشکار کردن برخی از زوایای پنهان در خصوص چگونگی تاسیس افواج حمیدیه به گونه ای که در مراحل مختلف با عناوین مختلفی شناخته می شده است.

افواج حمیدیه؛ پروژه سلطان عبدالحمید دوم

عایشه حر نشان می دهد که ایده اصلی تاسیس افواج حمیدیه توسط سلطان عبدالحمید دوم (۱۹۱۸-۱۸۴۲) مطرح و در دوران زمامداری وی نیز تحت عنوان "گردان های سواره نظام حمیدیه" شناخته می شده اند. در آن زمان امپراطوری عثمانی سرزمین های زیادی را از دست داده بود؛ به همین دلیل سلطان عبدالحمید دوم معروف به "خلیفه" تلاش می کرد از طریق اتحاد دنیای اسلام و نوسازی و مدرنیزاسیون تا از ازدست رفتن سرزمین های بیشتر جلوگیری کرده و حتی نیم نگاهی نیز به بازپس گیری سرزمین های ازدست رفته داشته باشد. این آرزو محرک وی در سیاست های داخلی و خارجی بود. وی به خوبی ساختار اجتماعی کُردها را درک کرده بود و پس از قیام شیخ عبیدالله نهری در سال ۱۸۷۹ سلطان به این واقعیت پی برده بود که محال است بتواند قدرت خود را از طریق نیروی نظامی در کُردستان حاکم کند، همچنین دریافته بود که تلاش برای ترکیزاسیون جوامع عرب و آلبانیایی امری محال و بیهوده است. علاوه بر این آرزوی تاسیس دولتی با یک ملت را نیز در سر نمی پروراند. در مقابل برنامه اش این بود که با آموزش و سازماندهی کُردهای سُنی مذهب که هم آیین و هم مذهب سلطان بودند، قدرت از دست رفته دولت را یکباردیگر بازگرداند. فعالیت ها در راستای سازماندهی در سال ۱۸۹۱ با تاسیس افواج حمیدیه و آموزش آنها نیز با تاسیس مدارس عشایر آغاز شد.

پدر کُردها

عایشه حر در ادامه پژوهش خود با اشاره به اهداف عبدالحمید دوم در تاسیس افواج حمیدیه می نویسد به دلیل اینکه عشایر کُرد از قدرت تاثیرگذاری بسزایی و حاکمیت برخوردار بودند نفوذ و قدرت دولت در کُردستان بسیار کم بود. به همین دلیل سلطان در تلاش بود با سازماندهی و آموزش کُردهای کوچ رو و نیمه یکجا نشین که همزان فاقد احساسات ملی مترقی نبودند آنها را زیر پرچم اسلام متحد و از این طریق به دولت وابسته کرده و همزمان با پایان دادن به جنگهای عشیره ای آنها را در جبهه های جنگ علیه ایران و روسیه تزاری بکار گیرد. حر در بخش دیگری از این پژوهش اشاره می کند که تا کنون مشخص نشده که کُردها چگونه ترغیب به پذیرش پروژه افواج حمیدیه شده اند. با این حال سرانجام عبدالحمید دوم موفق به این امر شده و بخشی از کُردها -حتی اگر تا پیش از این پروژه تمایل چندانی به امپراطوری نداشته بودند - این بار وفاداری خود را به سلطان – خلیفه اعلام کردند. حتی علاقه کُردها به سلطان عبدالحمید دوم به درجه ای رسید که وی را ملقب به "پدر کُردها – Bavê Kurda" کردند.

استخدام تنها برای کُردها شافعی امکان پذیر بود

بر اساس نظام نامه ای که عایشه حر به آن اشاره کرده و در سال ۱۸۹۱ تصویب شده است، هر یک از گردان های سواره نظام حمیدیه باید دست کم از چهار گروهان و در بیشترین حالت شش گروهان تشکیل می شدند. هر گروهان نیز دست کم ۵۱۲ تا ۱۱۵۲ سواره را شامل می شده است. عشایر بزرگ اجازه داشته اند حداکثر یک گردان داشته باشند و عشایر کوچک نیز تنها اجازه تشکیل یک یا دو گروهان را داشته اند. از هر گردان دو افسر برای آموزش در مرکز آموزشی آلای روانه استانبول شده و پس از دو سال خدمت در استانبول و یا مکان دیگری به گردان یا گروهان عشیره خود باز می گشتند. همچنین از عشیره یک نفر به کالج نظامی سواره نظام وارد شده و پس از تمام کردن آموزش های لازم با درجه ستوانی به گردان یا گروهان عشیره خود باز می گشته است. در نظام نامه هیچ ماده ای که به آیین افراد اشاره کند وجود ندارد، با این حال تنها کُردها شافعی مجاز به ورود به صفوف افواج حمیدیه بوده اند. به عنوان مثال درست زمانیکه عشیره جبرانی با مذهب سنی در منطقه "وارتو" دو گردان تاسیس می کند، مشیر زکی پاشا فرمانده نظامی منطقه اجازه تشکیل یک گردان از سوی عشیره علوی خورمَکی که از عشایر بزرگ منطقه نیز بوده است را نمی دهد. عشایر بزرگ منطقه درسیم نیز در اعتراض به عدم اجازه برای تشکیل گردان و گروهان علیه دولت مرکزی سر به شورش بر می دارند. علیرغم وعده های اولیه سلطان عبدالحمید دوم برای صدور اجازه تشکیل گردان های سواره نظام به عشایر علوی، این وعده هیچگاه محقق نمی شود.

عشایر آرزوی داشتن گردان را داشتند

عایشه حر می نویسد در مرحله اول ۱۳ گردان تشکیل می شود. پس از آنکه عشایر بدون گردان و گروهان متوجه می شوند که عشایری که از گردان برخودار هستند می توانند قدرت خود را به دیگر عشایر تحمیل کنند، آنها نیز بر تلاش های خود برای تشکیل گردان و گروهان افزودند و به این ترتیب شمار گردان ها در سال ۱۸۹۵ از ۱۳ گردان به ۶۵ گردان افزایش یافت. نیروهای ۶۲ گردان به صورت کامل از کُردها تشکیل می شده است، همزمان یک گردان متشکل از کُردها و ترکمن ها، یک گردان کُرد و قره پاپاک و یک گردان نیز از عشایر کوچ رو قفقاز تشکیل شده بوده است. عشایر کُرد پس از قبضه قدرت شروع به اذیت و آذار یکدیگر، اقلیت های ملی و آیینی در کُردستان کرده و جرایمی چون غارت و کشتار رو به فزونی می نهد. به عنوان مثال مردم دیاربکر در ۱۹۰۵ علیه نیرووهای شاکر ابراهیم پاشا رئیس عشیره میلان قیام کرده و با ارسال تلگراف از دولت می خواهند تا این نیرو را از شهر دور کند. اما سلطان عبدالحمید دوم درعوض تنبیه و جریمه افراط خاطی، فرماندهان این نیرو را با اعطای درجه و هدیه تشویق کرد. همین امر سبب شد تا مردم دیاربکر در ۱۹۰۷ با اتکا به نیروی خود افواج حمیدیه میلان را از شهر بیرون کنند. پژوهش های عایشه حر نشان داده که افواج حمیدیه ابتدا برای کُردهای سنی و علوی و به دنبال آن برای ارامنه به معضل بزرگی مبدل شدند و در بسیاری از شهرها، روستا ها و مناطق دستشان به خون کُردها و ارامنه آلوده شد.



افواج حمیدیه پس از عبدالحمید دوم

در سال ۱۹۰۸ پس از اعلام مشروطه دوم [تحت فشار جمعیت اتحاد و ترقی] افواج حمیدیه تحت فرماندهی ابراهیم پاشا فرزند شاکر ابراهیم پاشای میلان در ویرانشهر از دولت رویگردانده و قیام می کنند. ابراهیم پاشا درست زمانی که همراه با نیروهایش درحال عقبنشینی به سمت شنگال بود در راه به دلیل ابتلا به وبا می میرد و با از هم پاشیده شدن شیرازه نیروهایش قیام او به پایان می رسد. پس از سرنگونی عبدالحمید دوم در تاریخ ۳۱ مارس ۱۹۰۹، جمعیت اتحاد و ترقی یکبار دیگر افواج حمیدیه را با چارچوبی متفاوت و این بار تحت عنوان "افواج سواره نظام عشایر" را سازماندهی کرده و به بخشی از نیروهای سپاه نوزدهم عثمانی در ارزروم تبدیل می شوند. در سالهای بعد اتحادچی ها درنظر داشتند تا افواج عشایر را فسخ کنند اما با آغاز جنگ جهانی اول و نیاز آنها به کُردها از این کار منصرف شدند. با آغاز جنگ افواج کُرد به لشگر سوم ملحق شده و به جبهه های جنگ روانه می شوند. در ۱۹۱۵ نیز به عنوان بخشی از ارتش عثمانی در کشتار و اذیت و آزار ارامنه نقش ایفا می کنند. پس از جنگ جهانی و با تصویب قانون شماره ۳۵۶ توسط آنکارا در ۱۹۲۳ و با سازماندهی مجدد افراد مسلح عضو افواج حمیدیه، گروهان های حافظان روستا تاسیس می شود. در میانه سالهای ۱۹۲۶ تا ۱۹۳۰ برخی از گروهان های حمیدیه به صفوف قیام آگری (آرارات) ملحق شده و گروهان هایی هم که به دولت وفادار مانده بودند آنچنان که دولت ترکیه انتظار داشت به مقابله با قیام آگری نمی پردازند، به همین دلیل دولت مرکزی اسلحه ها و مهمات را از آنها بازپس گرفت و اینگونه به این سیستم خاتمه داده می شود. با این حال دولت تا دهه پنجاه میلادی به بازماندگان فرماندهان کشته شده افواج حمیدیه و محافظان روستا حقوق بازنشستگی پرداخت می کرد. عایشه حر این احتمال را دور از ذهن نمیداند که این اقدام نوعی ادای دین و همچنین فراهم کردن بستری بوده باشد تا در صورت تاسیس سیستمی مشابه در آینده کُردها با آنکارا همکاری کنند.

۱- فوج معادل هنگ در زبان فارسی است، به دلیل مصطلح بودن این واژه در اشاره به "سواره نظام حمیدیه" در این مقاله نیز از این واژه استفاده شده است. (توضیح از مترجم)


Telegram Icon

به تلگرام پایگاه خبری و تحلیلی روژ بپیوندید

مطالب مرتبط:

ترکیه و مسیر نسل­‌کشی

مجلس آلمان، کشتار ارمنی‌ها در ترکیه عثمانی را "نسل‌کشی" نامید

یادآوری ناتمام: نسل‌کشی ارامنه در حافظه و هویت

فمنیسم به دنبال دنیایی بهتر برای هردو جنس است

کلمات کلیدی:


بازنشر مطالب پایگاه خبری و تحلیلی روژ تنها با ذکر منبع مجاز است

تحلیل خبر

analis picture

افواج حمیدیه چگونه، کجا و با چه هدفی تشکیل شدند؟

افواج[۱] حمیدیه ( ترکی: Hamidiye Alayları) پدیده ای است که در تاریخ کُردها که محل بحث و مناقشه بسیار است. همچنین بیشتر منابع و پژوهش های صورت گرفته به زبان ترکی بوده و کمتر منبعی به زبان کُردی در دسترس است.

شنبه ۷مهر۱۳۹۷/ ۱۸:۳۰


خبر


مصاحبه

Interview Picture

واقعیت این است که اعضای ناتو و اعضایی که با ترک‌ها همکاری داشته و با این کشور رابطه دارند خواهان نزدیک‌شدن و برقراری تفا

پنجشنبه ۳آبان۱۳۹۷/ ۰:۲