با خیانت بە کردها، اروپا بە خود خیانت میکند

Thursday, October 24, 2019



اسلاوی ژیژک-independent
ترجمه از انگلیسی: NNS ROJ

بیش از صد سال است کتاب پرفروش کارل مای به نام [سفری] در امتداد کردستان وحشی، که راوی داستان ماجراجویانه یک قهرمان آلمانی به نام  "کارا بن نمزی" است، می گذرد. این کتاب بسیار جذاب درک اروپای مرکزی از کردستان را شکل داده: منطقه ای در جنگ قبیله ای خشن، صداقت ساده لوحانه و حس احترام، اما همچنین خرافات، خیانت و جنگ بی رحمانه. این تقریبن تجسم تصویر کاریکاتورگونه آن دیگری بربر در تمدن اروپا بود. اگر به کردهای امروز بنگریم، تنها می توانیم شگفتزده از تضاد واقعیت کنونی با این کلیشه باشیم: در ترکیه ای که من تقریبا کامل از وضعیت اش آگاه هستم، متوجه این شدم که اقلیت کرد مدرن ترین و سکولارترین بخش جامعه ی آنجا را تشکیل می دهد، که بری از هرگونه بنیادگرایی مذهبی، دارای فمنیسمی پیشرفته و غیره است. (بگزارید تنها یکی از تجاربم از استانبول را نقل کنم: رستورانهای متعلق به کردها هیچ تساهلی در قبال هر نوع از خرافات نشان نمیدهند…)

نبوغ استوار (تعریف خود ترامپ) خیانت اخیرش به کردها را (او حمله ترکیه به مناطق کردنشین را تایید کرد) با این جمله که "کردها فرشته نیستند" توجیه کرد. قطع یقین از نظر او تنها فرشتگان موجود در آن منطقه اسرائیل (مخصوصن در کرانه باختری رود اردن) و عربستان (مخصوصن در یمن) هستند. با این حال از برخی جهات تنها فرشتگان این بخش از جهان کردها هستند.

سرنوشت کردها از آنان نمونه ای از قربانیان بازیهای ژئوپولیتک کولونیال ساخته: آنها در امتداد مرزهای چهار کشور همسایه(ترکیه، سوریه، عراق، ایران) پخش شده اند، خودمختاری (سزاوار) کامل آنها با منافع هیچ یک آز آنها یکی نبود و کردها برای آن بیشترین هزینه را کرده اند.

آیا ما هنوز بمبارانهای گسترده و حمله شیمیایی صدام حسین علیه کردها در اواخر سال 1980 در شمال عراق را یادمان هست؟ در این اواخر ترکیه چندین سال را مشغول یک بازی سیاسی نظامی برنامه ریزی شده بوده که در آن به شیوه ای رسمی علیه داعش جنگیده در حالی که در واقعیت مشغول بمباران کردهایی بوده که حال مبارزه با داعش بوده اند.

در دهه ی اخیر توانایی کردها در سازماندهی زندگی جمعی تقریبا در شرایطی ایدال و واقعی مورد آزمایش واقع شده: در لحظه ای که فضایی برای نفس کشیدن آزادانه خارج از درگیری کشورهای اطراف به آنها داده شد، آنها جهان را شگفت زده کردند.

پس از سقوط صدام منطقه کردستان در شمال عراق تبدیل به تنها بخشی از عراق شد که دارای امنیت است. منطقه ای با موسسات کارآمد و حتی با پروازهای منظم به اروپا. منطقه کردنشین در شمال سوریه و متمرکز شده در روژاوا تنها نقطه منحصربه فرد در آشفتگی ژئوپولیتیک امروزی بود: زمانی که کردها از سوی همسایگان قدر خود، که سوای تهدید مستمر چیزی از آنان ندیده اند، فرجه و آرامشی موقت نسیبشان شد، خیلی سریع جامعه ای را بنا نهادند که فقط می توان از با نام یک اتوپیای موجود با کارآمدی خوب نام برد.

بنا بر علایق کاری ام متوجه شکوفا شدن حامعه ی روشنفکری روژاوا شدم. جامعه ای که مرتبن از من برای سخنرانی دعوت به عمل می آورد – برنامه هایی که به دلایل تنشهای نظامی در منطقه به ثمر ننشستند.

اما آنچه مرا بسیار آزرد واکنش برخی همکاران "چپکرا"ی من بود، که از این موضوع که کردها هم مجبور به تکیه نظامی به آمریکا شده اند، ناراحت بودند.
آنها می بایست چه کار کنند، در حالی که گرفتار تنش میان ترکیه، جنگ داخلی سوریه، آشفتگی عراق و ایران بودند؟ آیا انتخاب دیگری داشتند؟ آنها می بایست خود را در قربانگاه همبستگی ضدامپریالیستی قربانی می کردند؟

این فاصله گیری نکوهنده "چپگرایان" کمتر از فاصله گیری مشابه و منزجر کننده در قبال موضوع مقدونیه نبود. چند ماه پیش بحث برسر چگونگی حل مشکل نام "مقدونیه" بود.

راه حل پیشنهادی تغییر نام آن به "مقدونیه شمالی" بود، اما این پیشنها بلافاصله توسط تندروها در هر دو کشور مورد حمله قرار گرفت. مخالفان در یونان اصرار داشتند که "مقدونیه" یک اسم قدیمی یونانی است، و مخالفان در مقدونیه تنزل مقدونیه به یک استان "شمالی" را تحقیر می دانستند چراکه آنها تنها مردمی هستند که خود را "مقدونیه ای" می نامند.

اگرچه این راه حلی ناقص بود، با این حال پایان یافتن یک مبارزه طولانی و بی معنی را با یک سازش معقول ارائه کرد. اما این موضوع گرفتار "تضاد" دیگری شد: مبارزه بین قدرتهای بزرگ (ایالات متحده و اتحادیه اروپا از یک طرف، روسیه از طرف دیگر).

غرب بر هر دو طرف فشار آورد تا سازش را بپذیرند تا اینکه مقدونیه بتواند به سرعت به اتحادیه اروپا و ناتو بپیوندد، در حالی که دقیقاً به همین دلیل (با دیدن خطر از دست دادن نفوذ خود در بالکان) روسیه با آن مخالفت کرد. روسیه اقدام به پشتیبانی نیروهای ناسیونالیست محافظه کار در هر دو کشور کرد.

در چنین شرایطی باید به کدام طرف متمایل شد؟ من فکر می کنم ما باید قاطعانه طرف سازش را انتخاب کنیم، به این دلیل ساده که این تنها راه حل واقع گرایانه برای مسئله است - روسیه با آن مخالف بود فقط به دلیل منافع ژئوپلیتیکی خود، بدون ارائه راه حل دیگری، بنابراین حمایت روسیه در اینجا به معنای قربانی کردن راه حل معقول مسئله منحصر به روابط مقدونیه و یونان به منظور دستیابی به منافع ژئوپلیتیک بین المللی بود. (اکنون که فرانسه ورود سریع مقدونیه شمالی به اتحادیه اروپا را وتو کرده است، آیا آنها مسئولیت فاجعه غیرقابل پیش بینی در آن بخش از بالکان را خواهند پذیرفت؟) آیا کردها همان ضربه را از "چپگرا"های ضد امپریالیستی ما می خورند؟

به همین دلیل وظیفه ما این است که کاملاً از مقاومت کردها در برابر حمله ترکیه حمایت کنیم و بازیهای کثیف قدرتهای غربی با آنها را محکوم کنیم.

در حالی که حاکمیت کشورهای پیرامون آنها به تدریج در حال فرورفتن در بربریتی نوین هستند، کردها تنها کورسوی امید هستند. و این موضوع تنها مربوط به مبارزه کردها نیست، بلکه مربوط به خود ما است، مربوط به نوع نظم جهانی جدیدی است که شکل می گیرد.

اگر کردها رها شوند، نظم جدید آن خواهد بود که در آن جایی برای گرانبهاترین میراث اروپا همانا ایده رهایی نخواهد ماند. اگر اروپا از کردها روی برگرداند، به خود خیانت خواهد کرده است. اروپایی که به کردها خیانت می کند، اروپستانی واقعی خواهد بود!


Telegram Icon

به تلگرام پایگاه خبری و تحلیلی روژ بپیوندید

مطالب مرتبط:

اردوغان؛ بیگانه با رحم و شفقت

جنبش دانشجویی در تبعید؛ الگوی اتحادیه دانشجویان کرد مقیم اروپا

دمیرتاش: در عصری که متجاوزان آزاد می شوند، درخواست آزادی نخواهم کرد

واقعیت نظام بین الملل و "ملی گرایی تقویت شده" کُردی

آغاز تحقیقات پیرامون کمک تسلیحاتی ترکیه به بوکو حرام

کلمات کلیدی:


بازنشر مطالب پایگاه خبری و تحلیلی روژ تنها با ذکر منبع مجاز است

تحلیل خبر

analis picture

حزب آزادی کردستان و عزیزاللە خان زندی

اینروزها رفیق دانشمندی کە در بارە تاریخ سیاسی ایران و منطقە کار می کند از من در بارەی جریانی بنام ' 'حزب آزادی کردستان ' کە بنا بر مرامنامەش در سال ١٩٣٩ بە رهبری فردی بنام عزیز زندی تشکیل شدە است اطلاعاتی خواست

پنجشنبه ۸خرداد۱۳۹۹/ ۰:۱۴


خبر


مصاحبه

Interview Picture

وقتی کە باید مونیخ تبدیل با آنکارای آلمان می‌شد: گفتگوی کریستین شتاز با مورخ، شتفان ایریش، دربارەی آتاتورک بە عنوان ا

جمعه ۱۱مرداد۱۳۹۸/ ۲۱:۲۲