آزاد کریمی

چرا همه در مورد کرکوک اتفاق نظر دارند؟

Sunday, October 22, 2017



در پانزدهم همین ماه یک کنفرانس خبری بعد از جلسه مشترک سران حزب دمکرات کُردستان عراق و اتحادیه میهنی برگزار شد. فواد معصوم و مسعود بارزانی مستقیما بر این جلسه نظارت داشتند. این گفته ملابختیار یکی از سران اتحادیه میهنی است که در این کنفرانس در کنار نچیروان بارزانی ایستاده بود. بیانیه کنفرانس کاملا با آنچه در عمل توسط این دو حزب روی داد متفاوت بود. 

کرکوک، مخمور، شنگال و مناطق بسیار دیگری، یکی پس از دیگری توسط دو حزب مذکور به حکومت مرکزی عراق واگذار شد. 

مسئله یک شکست نظامی نبود. سران هر دو حزب بر خلاف دماگوژی رسانه ای و متهم کردن یکدیگر در این مورد اتفاق نظر داشتند. هیچ کدام از آنها در مناطق تحت مناقشه ای که در تسلط خود داشتند مقاومت نکردند. 

اما حقیقت ماجرا چیست؟

یک توطئه منطقه ای با مشارکت ایران و عراق و ترکیه بر ضد کُردها در حال انجام بود. آنها هر سه در مورد تصرف این مناطق توسط  نیروهای عراقی با دو حزب مذکور موافق بوده و اتفاق نظر داشتند. نیروهایی که قسمت اعظم آن را نیروهای حشد شعبی تحت رهبری مستقیم ایران، تشکیل میدادند. چه اتفاقی داشت می افتاد؟ چطور ممکن بود ترکیه ای که مخالف سرسخت توسعه هلال شیعی ایران است و کرکوک را جزو لاینفک خاک و میثاق ملی خود میداند اجازه دهد که نیروهای ایرانی، کرکوک را تصرف کنند. آیا پیمان استراتژیک بارزانی و اردوغان پایان یافته بود؟ 

آمریکا نیرویی که تاکنون حامی کُردهای عراق بود نیز حتی در این مورد با دیگران اتفاق نظر داشت. در این مورد همه بجز خود مردم کُردستان عراق که صادقانه به رفراندوم استقلال کشورشان رای مثبت داده بودند، اتفاق نظر داشتند. چه چیزی آنها را در جایگاه قربانی قرار داده بود؟

همه فکر میکنند که ماجرا از اینجا آغاز شد:

در بیستم سپتامبر و در حاشیه اجلاس عمومی سازمان ملل، وزرای خارجه سه کشور ایران، ترکیه و عراق بعد از سالها دوباره دور یک میز جمع شده بودند. آیا عراق تهدیدهای اردوغان را در هنگام جنگ داعش و پشتیبانی از بارزانی فراموش کرده بود؟ آیا ایران فراموش کرده بود که ترکیه در سوریه چه بلایی برسر متفق منطقه ایش آورده است؟ ابتکار عمل کدام یک از آنها این گردهمایی تقریبا ناممکن را ممکن ساخته بود؟

اما ماجرا خیلی وقت پیش آغاز شده بود:

تمام سرمایه گذاری خارجی اردوغان به موازات ایجاد یک سیستم ریاستی در ترکیه بر روی یک امر دیگر نیز متمرکز بود; متوقف کردن کُردهای روژاوا.

تمام تلاش دیپلوماتیک اردوغان جهت کاهش اهمیت نیروهای سوریه دمکراتیک برای آمریکا به  سنگ خورده بود. در پانزدهم ماه می اردوغان و مسرور بارزانی جهت متقاعد کردن مدیریت جدید آمریکا جهت عدم پشتیبانی از کُردهای روژاوا مشترکا به آمریکا سفر کردند. اردوغان معتقد بود که بستن مرزها از سوی حزب دمکرات کُردستان عراق به عنوان متحد استراتژیکش بر روی روژاوا کافی نیست. آمریکا باید برای فتح رقه از جایگزین دیگری استفاده کند: نیروهای پیشمرگ آموزش داده شده توسط ارتش ترکیه و ارتش آزاد و سلاحهای سنگین ترکیه. اما هم مسرور بارزانی و هم اردوغان نتوانستند وعده هایشان را جایگزین آنچیزی کنند که آمریکایی ها در عمل میدیدند. کمک رسانی های مخفی نظامی از سوی ترکیه به داعش و انجام معاملات نفتی هم از سوی ترکیه و هم از سوی عده ای از مقامات بالای حکومت اقلیم کُردستان شدیدا آمریکایی ها را نسبت به آنها بدبین کرده بود. امری که بعدها یکی از عوامل همنظر شدن آمریکا  با دیگران در تصرف کرکوک و پیشروی نیروهای حشد شعبی تا مرز اربیل شد.



دومین تلاش اردوغان جهت راضی کردن آمریکا و نیروهای ائتلاف در هنگام آماده سازی جهت تصرف موصل با شکست مواجه شد. آمریکا به نقشه فرامرزی ترکیه پی برده بود و حاضر به قرارگرفتن در کنار ترکیه جهت ایجاد یک توافق بین المللی علیه کُردها نبود. 

اردوغان که از همپیمانان سابقش ناامید شده بود خود را با تمام اختلاف هایی که با روسیه داشت، به دامان پوتین انداخت. پیمان جبهه سنی دچار شکاف شد. استراتژی سرنگونی اسد از سوی اردوغان به ماندگاری اسد تغییر کرد. اجلاس آستانه با حضور ایران و ابتکار عمل ترکیه آغاز شد. نیروهای ارتش آزاد سوریه در راستای منافع ترکیه حلب را به ارتش سوریه واگذار کردند چراکه اردوغان مجوز عملیات سپر فرات را از روسیه به عنوان متفق جدیدش گرفته بود. تصرف الباب اولین ضربه کاری را به کُردها جهت ایجاد یک منطقه واحد در شمال سوریه و رسیدن به دریای مدیترانه وارد کرده بود. اما این کافی نبود، روسها اجازه پیشروی ترکیه را به سوی عفرین به ترکیه نمی دادند. تنها نیروی منطقه ای که هم سوریه را در کنترل داشت و هم توان متقاعد کردن پوتین برای تحرک بیشتر ترک ها در سوریه را دارد ایران است. اما ترکیه چیزی برای معامله نداشت تا بتواند ایران را به میز مذاکره بکشاند. اردوغان باید در فکر فراهم کردن متاع لازم میبود. اردوغان بارزانی را داشت. همان چیزی که شاه ایران در سال ۱۹۷۵ داشت. اما اردوغان مانند شاه به فکر نابودی همپیمانش نبود. او چیز دیگری در سر داشت.

در ژانویه همین سال اردوغان قبل از آغاز سفرهای آفریقایی خود در فرودگاه آتاتورک بدون نامبردن مستقیم از ایران گفت: "عجله نکنید، بازی با ملیگرایی در عراق و سوریه، پاچه شما را نیز خواهد گرفت."

حدس بر این بود که مخاطب اردوغان آمریکا است. اما چنین نبود. اردوغان نقشه جدید خود را برای کشاندن ایران به یک کنسپت مشترک و گرفتن امتیاز بیشتر در سوریه بر ضد کُردها آغاز کرده بود. در دوازدهم فوریه اردوغان در سفر خود به بحرین هم ایران را از مسئله ای به نام تجزیه ترساند و هم دوباره مستقیما به ایران حمله کرد: "ما نمیخواهیم که سوریه تقسیم شود. ما مخالف تجزیه سوریه هستیم. اما بعضیها هم خواستار تقسیم عراق و هم سوریه هستند. در حال حاضر عده ای شرایط تجزیه عراق را آماده کرده اند. آنجا محل مبارزه مذهبی در عین حال مبارزه اتنیکی نیز هست زیرا که مسئله ای به نام ملیگرایی فارس وجود دارد."

در بیست و دوم همان ماه علی اکبر ولایتی این چنین پاسخ اردوغان را داد:"ترکیه یا خودش از عراق و سوریه خارج میشود و یا از آنجا بیرون رانده میشود."



غافل از اینکه اردوغان دارد میز مذاکره را برای آنها میچیند. اردوغان در بیست و هفتم همان ماه میزبان مسعود بارزانی در کاخ چانکایا  بود. اما بارزانی قبل از آن چند ساعت با هاکان فیدان رئیس اطلاعات ترکیه در حال مذاکره بود. بارزانی در حالی با پرچم اقلیم کُردستان در کنار بنعلی یلدریم مورد استقبال قرار گرفت که از استقلال کُردستان به عنوان یک حق مسلم نام برد. هیچ یک از مقامات رسمی ترکیه عکس العملی منفی حتی در چهره شان دیده نمیشد. خنده های آنان مقامات ایران را در حد دیوانگی عصبانی کرده بود. حس حسادت از دست دادن منافع شمال عراق و ترس تاثیر یک دولت کُردی در آن سوی مرز با وجود روابط فرهنگی و سیاسی کُردهای ایران و عراق مشوق اصلی ایران برای اقدامی سریع بود.

اما ایران مشکل بزرگتری نیز داشت. اتحادیه میهنی به عنوان همپیمان همیشگی ایران در روزهای سخت، دچار شکاف شده بود. شاخه با نفوذی از آن با وساطت بارزانی در رابطه مستقیم با ترکیه بود. اتحادیه میهنی تحت نفوذ این گروه به مسئله رفراندوم تن داده بود. اما این تنها عامل فشار بر این حزب نبود. اگر اتحادیه میهنی و یا هر حزب دیگری با مسئله رفراندوم همصدا نمیشد از سوی جامعه کُردستان که سالها برای احقاق حقوق خود هزینه داده بود، متهم به خیانت میشد. اردوغان با تشویق بارزانی به رفراندوم پاشنه آشیل کُردها را هدف قرار داده بود. قبول آن، ایران را به میز مذاکره میکشاند و یک جبهه منطقه ای را بر ضد کُردها تشکیل میداد و رد آن مهر خیانت را بر پیشانی مخالفان برای همیشه ماندگار میکرد. 

عامل دیگری که ایران را بر روی میز مذاکره با ترکیه جهت طرح ریزی یک توطئه منطقه ای بر ضد کُردها مینشاند، پایان غائله داعش و حضور نظامی آمریکا با همپیمانان کردش در شرق فرات و شمال سوریه بود.



کُردهراسی این بیماری همیشگی ناسیونالیسم ایرانی، باعث شد که در بیستم سپتامبر محمد جواد ظریف، حکومت عراق را نیز یدک کشیده و مثلثی را که اردوغان طراح آن بود تکمیل کنند. 

چه کسی فریب واقعی را خورده است؟ ایران و یا اردوغان؟!

ایران در میز مذاکره با اردوغان به این امر واقف بود که اردوغان بیشتر از آن چیزی که او از آن میترسد واهمه دارد. اردوغان یک کُردهراسی واقعی است، چیزی که میتواند درایت سیاسی را کلا محو کند. ایران بر روی میز مذاکره نشست. اما دکترین سیاسی ایران مجزا بود. ایران میخواست هم رویای دیرینه کُردها را نقش بر آب سازد و هم از اردوغان برای مسائل سوریه و جایگیریش در جبهه سنی با اعراب انتقام بگیرد. در چهارم اکتبر ایران، اردوغان را به تهران کشاند. به دلیل مخالفت آمریکا با مداخله ترکیه در عراق و ترس از تصاحب موصل و کرکوک، قرار بر این شد که ارتش عراق و نیروهای حشد شعبی وابسته به ایران مناطق مورد مناقشه را از دست کُردها خارج سازند، امنیت منطقه شنگال را برای ترکیه تامین کنند و از ایجاد یک قندیل دوم جلوگیری کنند. راه ارتباطی روژاوا و کُردستان عراق را قطع کنند. در واقع هدف اصلی اردوغان ایجاد یک جبهه جنگ جدید به ویژه با ایران بود. همچنین اردوغان در این سفر چراغ سبز ایران برای حضور نظامی در ادلب و محاصره کامل عفرین را بدست آورد. اما ایران سر اردوغان کلاه گذاشت. شروع به تقویت اتحادیه میهنی سابق کرد. قاسم سلیمانی برای حفظ میراث به جای مانده از مام جلال به کُردستان آمده بود. در واقع اجلاس دوکان به معنای قبول این قرارداد منطقه ای هم از سوی حزب دمکرات کُردستان عراق و هم اتحادیه میهنی بود. آنها با این توافق منطقه ای و تخلیه مناطق مورد مناقشه هم نظر بودند. آمریکای حافظ مدار ٣۶ درجه ساکت بود. آمریکا حضور نظامی ایران را بر نقشه ترکیه مزاحم، ترجیح داده بود. آمریکا داشت هم اردوغان و هم بارزانی را مجازات میکرد. ترامپ تحمل پوتین را در منطقه ای که نزدیک سه دهه از آن پشتیبانی کرده بودند را نداشت. نچیروان بارزانی با امضای قرارداد نفتی با شرکت نفتی روسنفت با وساطت داماد اردوغان، برات آلبایراک،  محکمترین میخ را  به تابوت پشتیبانی آمریکا از کُردهای عراق زده بود. 

بدون شک هدف دیگر ایران سرکوب احزاب کُردایرانی موجود در کُردستان عراق است. نیروهایی که ایران معتقد است با تحریک مستقیم بارزانی و غیر مستقیم ترکیه دوباره دردسر ساز و فعال شده اند. از سوی دیگر ایران میخواهد با نشان دادن چراغ سبز به ترکیه برای اقدام نظامی علیه کُردهای روژاوا ترکیه را وارد یک جنگ داخلی پایان ناپذیر کند. کُردهایی که تازه از جنگ رقه فارغ شده اند و از تسلیحات بالایی برخوردار هستند. تسلیحاتی که باید مکانی برای مصرف داشته باشند.

منابع:

https://www.tccb.gov.tr/receptayyiperdogan/yurtdisiziyaretler/۱/

http://www.haksozhaber.net/erdoganin-konusmasi-ve-iranin-yayilmaci-politikalari-۸۹۷۹۴h.htm
http://odatv.com/erdogandan-irani-kizdiracak-aciklama-۰۴۰۴۱۷۱۲۰۰.html
https://tr.wikipedia.org/wiki/Berat_Albayrak
https://tr.sputniknews.com/turkiye/۲۰۱۷۰۲۲۷۱۰۲۷۴۰۹۵۷۸-barzaninin-turkiye-ziyaretinin-arkasinda-ne-var/
https://www.radiofarda.com/a/۲۸۸۰۲۷۱۲.html
http://www.dw.com/fa-ir/%D۸%A۸%DB%۸C%D۸%A۷%D۹%۸۶%DB%۸C%D۹%۸۷-%D۹%۸۵%D۸%B۴%D۸%AA%D۸%B۱%DA%A۹-%D۸%A۷%DB%۸C%D۸%B۱%D۸%A۷%D۹%۸۶-%D۸%AA%D۸%B۱%DA%A۹%DB%۸C%D۹%۸۷-%D۹%۸۸-%D۸%B۹%D۸%B۱%D۸%A۷%D۹%۸۲-%D۸%B۹%D۹%۸۴%DB%۸C%D۹%۸۷-%D۹%۸۷%D۹%۸۵%D۹%۸۷%D۹%BE%D۸%B۱%D۸%B۳%DB%۸C-%D۸%A۷%D۹%۸۲%D۹%۸۴%DB%۸C%D۹%۸۵-%DA%A۹%D۸%B۱%D۸%AF%D۸%B۳%D۸%AA%D۸%A۷%D۹%۸۶/a-۴۰۶۲۶۰۳۴


مطالب مرتبط:

"صراحتا اعلام کردیم به نمایندگی از کانتون ها در کنفرانس سوچی شرکت خواهیم کرد"

"بغداد و اربیل نیازی به واسطه ندارند"

ده ها کشته و مجروح در انفجار طوزخرماتو

مخالفت ترکیه با آموزش کُردها برای پاکسازی میادین مین در سوریه

اردوغان: عفرین را از ی.پ.گ پاکسازی می کنیم

کلمات کلیدی:


بازنشر مطالب پایگاه خبری و تحلیلی روژ تنها با ذکر منبع مجاز است

تحلیل خبر

analis picture

زلزله کرمانشاه؛ بسیج عمومی در سایه بی اعتمادی عمومی

سه روز پس از زلزله مهیب در غرب استان کرمانشاه همچنان آمار تلفات در حال افزایش است و بسیاری از مناطق بدون هرگونه کمک و امداد رسانی به حال خود رها شده اند.

پنجشنبه ۲۵آبان۱۳۹۶/ ۰:۳۵


خبر


مصاحبه

Interview Picture

تا سوم آگوست ۲۰۱۴ نادیه مراد در حال گذراندن یک زندگی نرمال در روستایش کوجو در شمال عراق و نزدیکی شهر شنگال بود. عاشق خان

یکشنبه ۷خرداد۱۳۹۶/ ۲۲:۲۳